جدول مقایسه زمان های مختلف در زبان انگلیسی 


 

 جدول مرور زمانهای مهم انگلیسی با مثالهای مختلف  را ملاحظه کنید:

زمان (Tense) ساختار (Structure) مثال (Example) ترجمه فارسی (Translation)  
حال ساده (Simple Present) فاعل + فعل ساده (سوم شخص مفرد +s) 1. He always tells the truth. او همیشه راستگویی میکند.  
    2. She believes in God deeply. او عمیقاً به خدا ایمان دارد.  
    3. They help their neighbors regularly. آنها به طور منظم به همسایگانشان کمک میکنند.  
    4. We respect our parents very much. ما خیلی به پدر و مادرمان احترام میگذاریم.  
    5. He is kind to everyone he meets. او نسبت به همهای که ملاقات میکند مهربان است.  
حال استمراری (Present Continuous) فاعل + am/is/are + فعل-ing 1. I am telling the truth now. من همین حالا راستگویی میکنم.  
    2. She is praying in the mosque at this moment. او در این لحظه در مسجد دعا میکند.  
    3. They are helping the elderly in the neighborhood. آنها در حال کمک به سالمندان محله هستند.  
    4. We are respecting our parents’ advice. ما در حال احترام گذاشتن به نصیحتهای پدر و مادرمان هستیم.  
    5. He is being very kind to the new students. او به دانشآموزان جدید خیلی مهربان رفتار میکند.  
گذشته ساده (Simple Past) فاعل + فعل گذشته (ed یا شکل دوم فعل) 1. She told the truth yesterday. او دیروز راستگویی کرد.  
    2. They prayed together last Friday. آنها جمعه گذشته با هم دعا کردند.  
    3. He helped his friend in a difficult situation. او در موقعیت سخت به دوستش کمک کرد.  
    4. We respected our parents’ wishes. ما به خواستههای پدر و مادرمون احترام گذاشتیم.  
    5. She was kind to the lost child. او نسبت به کودک گمشده مهربان بود.  
گذشته استمراری (Past Continuous) فاعل + was/were + فعل-ing 1. I was telling the truth when they interrupted me. من داشتم راستگویی میکردم وقتی آنها وسط حرفم آمدند.  
    2. They were praying when the phone rang. آنها وقتی تلفن زنگ زد، در حال دعا بودند.  
    3. She was helping her mother while I was cooking. او داشت به مادرش کمک میکرد وقتی من داشتم آشپزی میکردم.  
    4. We were respecting their traditions during the ceremony. ما در طول مراسم به سنتهایشان احترام میگذاشتیم.  
    5. He was being kind even under pressure. او حتی تحت فشار مهربان بود.  
حال کامل (Present Perfect) فاعل + have/has + شکل سوم فعل 1. She has told the truth many times. او بارها راستگویی کرده است.  
    2. We have prayed for peace all over the world. ما برای صلح در سراسر جهان دعا کردهایم.  
    3. They have helped many people recently. آنها اخیراً به افراد زیادی کمک کردهاند.  
    4. I have respected my parents’ decisions. من به تصمیمات پدر و مادرم احترام گذاشتهام.  
    5. He has been kind to everyone here. او همیشه نسبت به همه اینجا مهربان بوده است.  
حال کامل استمراری (Present Perfect Continuous) فاعل + have/has been + فعل-ing 1. I have been telling the truth since this morning. از صبح تاکنون راستگویی میکنم.  
    2. She has been praying for hours. او ساعتهاست که دعا میکند.  
    3. They have been helping the community this week. آنها این هفته دارند به جامعه کمک میکنند.  
    4. We have been respecting their customs during our stay. ما در طول اقامت به رسوم آنها احترام گذاشتهایم.  
    5. He has been being very kind despite the problems. او علیرغم مشکلات خیلی مهربان بوده است.  
گذشته کامل (Past Perfect) فاعل + had + شکل سوم فعل 1. She had told the truth before they found out. او قبل از اینکه آنها بفهمند، راستگویی کرده بود.  
    2. They had prayed before the meeting started. آنها قبل از شروع جلسه دعا کرده بودند.  
    3. He had helped his family a lot by then. او تا آن زمان خانوادهاش را خیلی کمک کرده بود.  
    4. We had respected their opinions before the debate. ما قبل از مناظره به نظرات آنها احترام گذاشته بودیم.  
    5. She had been kind to all her classmates before moving. او پیش از رفتن، نسبت به همه همکلاسیهایش مهربان بود.  
گذشته کامل استمراری (Past Perfect Continuous) فاعل + had been + فعل-ing 1. I had been telling the truth for hours before they believed me. ساعتها راستگویی میکردم قبل از اینکه به من اعتماد کنند.  
    2. They had been praying all night before dawn. آنها تمام شب قبل از طلوع دعا کرده بودند.  
    3. She had been helping the poor for years when we met. او سالها به فقرا کمک میکرد وقتی ما همدیگر را دیدیم.  
    4. We had been respecting their traditions throughout life. ما در طول زندگی به سنتهایشان احترام گذاشته بودیم.  
    5. He had been being kind even when nobody noticed. او حتی وقتی کسی متوجه نمیشد، مهربان بوده است.