قیدهای زمان ساده (always, sometimes, never)


قیدهای زمان ساده (Adverbs of Frequency) در زبان انگلیسی برای بیان میزان تکرار یا زمان انجام کاری استفاده میشوند. سه قید مهم و پرکاربرد این دسته عبارتند از: always (همیشه)، sometimes (گاهی اوقات) و never (هرگز).


  • Always (همیشه):
    یعنی کاری همیشه و بدون استثناء انجام میشود.
    مثال ها:

    • She always drinks tea in the morning.
      (او همیشه صبحها چای مینوشد.)

    • always do my homework.
      (من همیشه تکالیفم را انجام میدهم.)


    • Sometimes (گاهی اوقات):
      یعنی کاری گه گاه، نه همیشه، انجام میشود.
      مثال ها:

      • He sometimes goes to the gym after work.
        (او گاهی بعد از کار به باشگاه میرود.)

      • We sometimes watch movies on weekends.
        (ما گاهی آخر هفته ها فیلم تماشا میکنیم.)


  • Never (هرگز):
    یعنی کاری هیچوقت انجام نمیشود.
    مثال ها:

    • She never eats fast food.
      (او هرگز فست فود نمیخورد.)

    • never smoke.
      (من هرگز سیگار نمیکشم.)


نکات مهم درباره جایگاه قیدهای زمان در جمله:

  • اگر جمله شامل فعل اصلی باشد، قید زمان معمولاً قبل از فعل اصلی می آید:

    • They always arrive on time.

    • He sometimes forgets his keys.

  • اگر فعل جمله فعل to be باشد، قید زمان بعد از فعل to be میآید:

    • She is always happy.

    • am sometimes tired.

این قیدها به شما کمک میکنند تا دفعات انجام کاری را به راحتی بیان کنید. 


در اینجا چند مثال بیشتر با قیدهای زمان ساده (always, sometimes, never) آورده شده است:

Always (همیشه):

  • I always brush my teeth before going to bed.
    (من همیشه قبل از خواب مسواک میزنم.)

  • She always helps her friends when they need her.
    (او همیشه وقتی دوستانش به کمک نیاز دارند، به آنها کمک میکند.)

  • We always celebrate birthdays with a big party.
    (ما همیشه تولدها را با یک جشن بزرگ جشن میگیریم.)

 Sometimes (گاهی اوقات):

  • Sometimes, I like to read a book instead of watching TV.
    (گاهی اوقات دوست دارم کتاب بخوانم به جای تماشای تلویزیون.)

  • They sometimes visit their grandparents on Sundays.
    (آنها گاهی اوقات روزهای یکشنبه به دیدار پدربزرگ و مادربزرگ میروند.)

  • He sometimes forgets to bring his lunch to work.
    (او گاهی اوقات فراموش میکند ناهارش را به سر کار بیاورد.)

 Never (هرگز):

  • She never drinks soda because she doesn’t like the taste.
    (او هرگز نوشابه نمینوشد چون طعمش را دوست ندارد.)

  • I never arrive late to meetings.
    (من هرگز در جلسات دیر نمیرسم.)

  • They never watch TV during weekdays.
    (آنها هرگز در روزهای هفته تلویزیون تماشا نمیکنند.)