استفاده همزمان گذشته ساده و گذشته استمراری
در زبان انگلیسی، استفاده همزمان از گذشته ساده (Past Simple) و گذشته استمراری (Past Continuous) برای بیان رخدادها و وقایعی است که در گذشته اتفاق افتادهاند اما نوع و نحوه بیان آنها فرق دارد.
گذشته ساده (Past Simple)
-
برای بیان کاری که در گذشته کاملاً تمام شده است.
-
ساختار: فاعل + فعل گذشته
-
مثال:
-
I watched a movie yesterday.
-
She finished her homework last night.
-
گذشته استمراری (Past Continuous)
-
برای بیان کاری که در گذشته در حال انجام بوده و تا زمان مشخصی ادامه داشته است.
-
ساختار: فاعل + was/were + فعل با ing
-
مثال:
-
I was watching TV at 8 p.m. last night.
-
They were playing football when it started to rain.
-
استفاده همزمان از گذشته ساده و گذشته استمراری
وقتی میخواهیم دو اتفاق در گذشته را بیان کنیم که یکی در حال انجام بوده و دیگری در همان زمان اتفاق افتاده است، از ترکیب گذشته استمراری و گذشته ساده استفاده میکنیم:
-
گذشته استمراری: کاری که در گذشته در حال انجام بوده
-
گذشته ساده: کاری که به صورت ناگهانی، اتفاقی یا کوتاهمدت رخ داده
مثال ها با توضیحات ساده:
-
I was reading a book when the phone rang.
(من در حال خواندن کتاب بودم که تلفن زنگ زد.)-
خواندن کتاب کاری است که در گذشته در حال انجام بوده (گذشته استمراری)
-
زنگ خوردن تلفن رخدادی ناگهانی و کوتاه بوده (گذشته ساده)
-
-
She was cooking dinner when he came home.
(او داشت شام میپخت که او به خانه آمد.)-
پختن شام کار در حال انجام
-
آمدن ناگهانی یا کوتاه مدت
-
-
They were playing football when it started to rain.
(آنها داشتند فوتبال بازی میکردند که باران شروع شد.) -
While I was studying, my sister called me.
(وقتی داشتم درس میخواندم، خواهرم به من زنگ زد.)
نکته مهم:
گذشته استمراری معمولاً با حرف ربط "when" یا "while" همراه است تا دو عمل را نشان دهد: یکی در حال انجام و دیگری اتفاق افتاده.
با این توضیحات ساده، ترکیب گذشته ساده و گذشته استمراری میتواند به راحتی برای بیان دو عمل مرتبط در گذشته به کار رود، یکی طولانی و در حال انجام و دیگری کوتاه و ناگهانی.
چند مثال :
-
I was telling the truth when everyone else was lying.
من داشتم حقیقت را میگفتم وقتی که بقیه دروغ میگفتند. -
He was being honest while others cheated on the test.
او در حال راستگویی بود در حالی که دیگران در امتحان تقلب کردند. -
I was reading a book when the phone rang.
من در حال خواندن کتاب بودم که تلفن زنگ زد. -
While I was fasting, some people around me could not fast because they had health problems.
وقتی من روزه داشتم، بعضی از اطرافیانم نمیتوانستند روزه بگیرند چون مشکلات سلامتی داشتند. - I was fasting during Ramadan while my friends were not fasting because they were sick.
من در ماه رمضان روزه میگرفتم در حالی که دوستانم روزه نمیگرفتند چون بیمار بودند. -
She was enjoying her novel while her brother was watching TV.
او داشت از رمانش لذت میبرد در حالی که برادرش تلویزیون تماشا میکرد. -
They were playing football when it suddenly started to rain.
آنها فوتبال بازی میکردند که ناگهان باران شروع شد. -
He was running in the park when he felt a pain in his leg.
او داشت در پارک میدوید که درد را در پایش احساس کرد. -
We were praying when the power went out.
ما در حال عبادت بودیم که برق رفت. -
She was meditating quietly while others were talking.
او به آرامی مراقبه میکرد در حالی که دیگران صحبت میکردند.