حروف اضافه (Prepositions) و افعال عبارتی (Phrasal Verbs) 


  1. حروف اضافه (Prepositions)

حروف اضافه کلماتی هستند که ارتباط بین دو کلمه یا جمله را نشان می‌دهند. معمولاً قبل از اسم یا ضمیر می‌آیند و مکان، زمان، جهت یا حالت را بیان می‌کنند.

مثال‌:

  • in: در داخل
    • The book is in the bag. (کتاب داخل کیف است.)
  • on: روی
    • The pen is on the table. (خودکار روی میز است.)
  • at: در (زمان یا مکان خاص)
    • She is at the door. (او پشت در است.)
  • under: زیر
    • The cat is under the chair. (گربه زیر صندلی است.)
  • before: قبل از
    • I arrived before noon. (من قبل از ظهر رسیدم.)
  • after: بعد از
    • We will eat after the movie. (بعد از فیلم غذا می‌خوریم.)
  1. افعال عبارتی (Phrasal Verbs)

افعال عبارتی ترکیبی از یک فعل + حرف اضافه یا قید هستند که معنی‌ای متفاوت از معنی ظاهری فعل به تنهایی دارند.

ساختار:

  • فعل + حرف اضافه (Preposition)
  • فعل + قید (Adverb)
  • یا ترکیب هر دو

مثال‌های متداول همراه با معنی و جمله:


  • Look after (مراقبت کردن)
    • She looks after her little brother. (او مراقب برادر کوچکش است.)
  • Get up (بلند شدن از خواب)
    • I get up at 7 a.m. every day. (من هر روز ساعت 7 صبح بلند می‌شوم.)
  • Turn off (خاموش کردن)
    • Please turn off the lights. (لطفاً چراغ‌ها را خاموش کن.)
  • Give up (تسلیم شدن، دست کشیدن)
    • Don’t give up on your dreams. (از رویاهایت دست نکش.)
  • Put on (پوشیدن لباس)
    • She put on her coat. (او کت خود را پوشید.)
  • Take off (درآوردن لباس یا بلند شدن هواپیما)
    • The plane takes off at 5 p.m. (هواپیما ساعت 5 بعدازظهر اوج می‌گیرد.)

نکات مهم در یادگیری:


  • معنای افعال عبارتی اغلب قابل پیش‌بینی نیست پس بهتر است آنها را به صورت اصطلاحی حفظ کنید.
  • می‌توانند در زمان‌های مختلف و با ساختارهای متفاوت بیایند، پس تمرین کاربردی اهمیت دارد.
  • برخی افعال عبارتی چند معنای مختلف دارند. مثلاً "take off" هم به معنی درآوردن لباس است و هم به معنای بلند شدن هواپیما.

خلاصه:


نوع گرامری

تعریف

مثال

 

حروف اضافه

کلمات ارتباط‌دهنده

in, on, at, under

 

افعال عبارتی

فعل + حرف اضافه/قید با معنی خاص

look after, get up, turn off

 


افعال عبارتی انگلیسی با ریشه های مشابه 


در ادامه، فهرستی از افعال عبارتی انگلیسی با ریشه‌های مشابه (مثل look, take, go, get) و با جز دوم حروف اضافه یا قیدهای مختلف همراه با معنی فارسی و جمله مثال انگلیسی و ترجمه آن آورده‌ایم:


گروه افعال عبارتی با "look"

فعل 

معنی فارسی

جمله مثال

ترجمه 

look for

جستجو کردن

I am looking for my keys.

من دنبال کلیدهایم می‌گردم.

look after

مراقبت کردن

She looks after her brother.

او از برادرش مراقبت می‌کند.

look out

مراقب بودن

Look out! A car is coming.

مراقب باش! یک ماشین دارد می‌آید.

look up

جستجو کردن (اطلاعات)

Look up the word in the dictionary.

آن کلمه را در دیکشنری جستجو کن.


گروه افعال عبارتی با "take"

فعل 

معنی 

جمله 

ترجمه

take off

درآوردن لباس / بلند شدن

The plane takes off at 5 p.m.

هواپیما ساعت ۵ بعدازظهر بلند می‌شود.

take care of

مراقبت کردن

Take care of your health.

مراقب سلامتی خود باش.

take up

شروع کردن (فعالیت)

He took up tennis last year.

او سال گذشته تنیس را شروع کرد.

take back

پس گرفتن

I want to take back what I said.

می‌خواهم حرفم را پس بگیرم.


گروه افعال عبارتی با "go"

فعل عبارتی

معنی

جمله 

ترجمه 

go out

بیرون رفتن

We go out every Saturday night.

ما هر شنبه شب بیرون می‌رویم.

go on

ادامه دادن

Please go on with your story.

لطفاً داستانت را ادامه بده.

go back

برگشتن

I want to go back home.

می‌خواهم به خانه برگردم.

go over

بررسی کردن

Let's go over the report again.

بیایید دوباره گزارش را بررسی کنیم.


گروه افعال عبارتی با "get"

فعل 

معنی 

جمله 

ترجمه

get up

بیدار شدن

I get up early every day.

من هر روز زود بیدار می‌شوم.

get along with

کنار آمدن با کسی

She gets along with her coworkers.

او با همکارانش خوب کنار می‌آید.

get over

فراموش کردن/بهبود یافتن

It took him months to get over the flu.

بهبودی آنفولانزایش چند ماه طول کشید.

get in

وارد شدن

Get in the car, please.

لطفاً سوار ماشین شو.

 


۳۰ فعل عبارتی پرکاربرد انگلیسی


در ادامه فهرست ۳۰ فعل عبارتی پرکاربرد انگلیسی به ترتیب دشواری برای یادگیری در ۳۰ روز آمده است:

ردیف

فعل 

معنی

جمله 

ترجمه 

1

get up

بیدار شدن، بلند شدن

I get up at 7 a.m. every day.

من هر روز ساعت ۷ صبح بیدار می‌شوم.

2

turn off

خاموش کردن

Please turn off the lights.

لطفاً چراغ‌ها را خاموش کن.

3

look after

مراقبت کردن

She looks after her little brother.

او از برادر کوچکش مراقبت می‌کند.

4

give up

تسلیم شدن، دست کشیدن

Don’t give up on your dreams.

از رویاهایت دست نکش.

5

put on

پوشیدن (لباس)

He put on his jacket.

او کت خود را پوشید.

6

take off

درآوردن لباس / بلند شدن

The plane takes off at 5 p.m.

هواپیما ساعت ۵ بعدازظهر از زمین بلند می‌شود.

7

go out

بیرون رفتن

They go out every Friday night.

آن‌ها هر جمعه شب بیرون می‌روند.

8

come back

برگشتن

She came back from Paris yesterday.

او دیروز از پاریس برگشت.

9

turn on

روشن کردن

Can you turn on the TV?

می‌توانی تلویزیون را روشن کنی؟

10

pick up

برداشتن، سوار شدن

I will pick you up at the station.

من تو را از ایستگاه سوار می‌کنم.

11

call back

تماس مجدد گرفتن

I’ll call you back later.

بعداً به تو زنگ می‌زنم.

12

bring up

بزرگ کردن / مطرح کردن موضوع

They brought up an interesting point.

آن‌ها موضوع جالبی را مطرح کردند.

13

check out

تسویه حساب / بررسی کردن

We checked out of the hotel at noon.

ما ظهر از هتل تسویه حساب کردیم.

14

run out of

تمام شدن (موجودی)

We ran out of milk.

شیر ما تمام شد.

15

set up

راه‌اندازی، برپاکردن

They set up a new company.

آن‌ها یک شرکت جدید راه‌اندازی کردند.

16

take care of

مراقبت کردن

She takes care of her grandparents.

او از پدربزرگ و مادربزرگش مراقبت می‌کند.

17

look for

جستجو کردن

I’m looking for my keys.

من دنبال کلیدهایم می‌گردم.

18

hang out

وقت گذراندن

They hang out at the park after school.

آن‌ها بعد از مدرسه در پارک وقت می‌گذرانند.

19

break down

خراب شدن / شکست خوردن

My car broke down on the way here.

ماشین من در راه اینجا خراب شد.

20

hold on

صبر کردن

Hold on, I’ll be right there.

صبر کن، همین حالا می‌رسم.

21

give back

پس دادن

Please give back the book when you finish.

لطفاً وقتی تمام کردی کتاب را پس بده.

22

move in

اسباب‌کشی کردن

They moved in last week.

آن‌ها هفته گذشته اسباب‌کشی کردند.

23

look out

مراقب بودن

Look out! There’s a car coming.

مراقب باش! یک ماشین می‌آید.

24

turn up

رسیدن / ظاهر شدن

He finally turned up at the party.

او بالاخره در مهمانی حاضر شد.

25

check in

ثبت‌نام ورود (هتل/فرودگاه)

We checked in at 3 p.m.

ما ساعت ۳ بعدازظهر چک‌این کردیم.

26

run into

برخورد تصادفی

I ran into an old friend yesterday.

دیروز به طور اتفاقی به دوست قدیمی‌ام برخورد کردم.

27

put off

به تعویق انداختن

Don’t put off your homework.

تکلیفت را به تعویق نینداز.

28

get along with

کنار آمدن با کسی

They get along well with each other.

آن‌ها خوب با هم کنار می‌آیند.

29

wake up

بیدار شدن

I wake up early every morning.

من هر روز صبح زود بیدار می‌شوم.

30

come across

به طور اتفاقی پیدا کردن

I came across an old photo yesterday.

دیروز به طور اتفاقی یک عکس قدیمی پیدا کردم.