کلمات ربط شرطی در جملات شرطی
جملات شرطی معمولاً از دو بخش تشکیل شدهاند:
-
بند شرط (Condition Clause/If-Clause): این بند شرط یا پیشنیاز را بیان میکند.
-
بند نتیجه (Result Clause/Main Clause): این بند نتیجه یا پیامد محقق شدن آن شرط را بیان میکند.
کلمات ربط شرطی واژههایی هستند که این دو بخش را به هم متصل کرده و رابطه شرطی بین آنها را ایجاد میکنند.
اصلیترین حرف ربط شرطی: اگر (If)
کلمه if رایجترین و همهکارهترین حرف ربط برای ساختن جملات شرطی است.
ساختار پایه:
If + [بند شرط] , [بند نتیجه]
یا
[بند نتیجه] + if + [بند شرط]
مثالها :
-
If it rains, the ground gets wet.
(اگر) باران ببارد، زمین خیس میشود. -
I will call you if I finish work early.
من به تو زنگ میزنم (اگر) زودتر از کار خلاص شوم.
سایر حروف ربط شرطی و عبارات جایگزین
حروف ربط دیگری نیز برای بیان شرط وجود دارند که هر کدام nuance (تفاوت ظریف) خاص خود را دارند.
۱. مگر اینکه / به شرطی که (Unless)
این به معنای except if یا اگر...نه است. برای بیان این استفاده میشود که چیزی اتفاق خواهد افتاد یا درست خواهد بود به جز در یک مورد خاص.
-
You cannot enter unless you have a ticket.
شما نمیتوانید وارد شوید (مگر اینکه) بلیط داشته باشید.
(= شما نمیتوانید وارد شوید اگر بلیط نداشته باشید.)
۲. به شرطی که (Provided that / Providing that)
این عبارات نسبت به if رسمیتر هستند و بر این تأکید دارند که یک اتفاق فقط به شرط اتفاق افتادن چیز دیگری رخ میدهد.
-
You can borrow my car provided that you drive carefully.
میتوانی ماشین من را قرض بگیری (به شرطی که) با احتیاط رانندگی کنی.
۳. به شرطی که / تا زمانی که (As long as / So long as)
این عبارات بر این تأکید میکنند که شرط، ضروری است و باید برآورده شود. اغلب با provided that مترادف هستند.
-
You can stay up late as long as you finish your homework.
میتوانی دیر بیدار بمانی (به شرطی که) تکالیفت را تمام کرده باشی.
۴. به شرطی که (On condition that)
این عبارت بسیار رسمی است و اغلب در متون حقوقی یا رسمی استفاده میشود. بر شرایط یک توافقنامه تأکید زیادی میکند.
-
The bank approved the loan on condition that he provided a guarantor.
بانک وام را تصویب کرد (به شرطی که) او یک ضامن ارائه دهد.
۵. برای اینکه مبادا / اگر که (In case)
مواظب باشید! این با if تفاوت دارد.
-
If یک شرط را معرفی میکند: "I will take an umbrella if it rains." (اگر باران ببارد چتر برمیدارم - زمانی که باران شروع شد برمیدارم).
-
In case یک اقدام احتیاطی برای یک رویداد احتمالی در آینده را معرفی میکند: "I will take an umbrella in case it rains." (چتر برمیدارم برای اینکه مبادا باران ببارد - به عنوان یک احتیاط برمیدارم چون ممکن است بعداً باران ببارد).
-
Take my number in case you need help.
شماره من را بگیر (برای اینکه مبادا) به کمک نیاز داشتی.
۶. فرض کن که / اگر که (Suppose / Supposing)
اینها اغلب برای پرسیدن در مورد consequences (پیامدهای) احتمالی یک موقعیت فرضی استفاده میشوند، معمولاً در ابتدای یک سؤال.
-
Suppose you lost your job, what would you do?
(فرض کن که) کارت را از دست بدهی، چه کار میکنی؟
نکات دستوری و ساختار جمله
-
نقطهگذاری: بعد از بند شرط فقط وقتی در ابتدای جمله میآید کاما بگذارید.
-
If I see him, I will tell him. (کاما استفاده میشود)
(اگر) او را ببینم، به او خواهم گفت. -
I will tell him if I see him. (کاما لازم نیست)
به او خواهم گفت (اگر) او را ببینم.
-
-
انواع شرطی (زمانها): زمان افعال در بند شرط و نتیجه باید به طور منطقی به هم connected (متصل) باشند. این امر انواع مختلف شرطی (صفر، یک، دو، سه) را ایجاد میکند.
| حرف ربط / عبارت | nuance و کاربرد | مثال |
|---|---|---|
| If (اگر) | خنثی، رایجترین | If you heat ice, it melts. (اگر) یخ را حرارت دهی، آب میشود. |
| Unless (مگر اینکه) | Except if / If not | We will leave unless it stops. ما خواهیم رفت (مگر اینکه) باران بایستد. |
| Provided that (به شرطی که) | رسمی؛ تأکید بر یک شرط | You can go provided that you clean your room. میتوانی بروی (به شرطی که) اتاقت را تمیز کرده باشی. |
| As long as (به شرطی که) | تأکید بر یک شرط اساسی | I'm happy as long as you are. من خوشحالم (به شرطی که) تو خوشحال باشی. |
| In case (برای اینکه مبادا) | بیان یک اقدام احتیاطی | Take a snack in case you get hungry. یک میانوعده بردار (برای اینکه مبادا) گرسنه شدی. |
| Suppose (فرض کن که) | بیان یک فرض | Suppose it was free, would you go? (فرض کن که) رایگان بود، میرفتی؟ |