قابل شمارش/غیر قابل شمارش



 


 Countable (قابل شمارش)


تصاویر و واژه‌هایی که می‌توان آن‌ها را شمرد (یک، دو، سه…):

• Apple (سیب)

• Cake (کیک)

• Sandwich (ساندویچ)

• Clock (ساعت)

• Egg (تخم‌مرغ)

• Grapes (انگور)

• Carrot (هویج)

• Watermelon (هندوانه)

• Brinjal (بادنجان)

• Burger (برگر)


Uncountable (غیرقابل شمارش)


چیزهایی که معمولاً نمی‌توان به‌صورت عدد شمرد و به صورت حجم، مقدار یا وزن اندازه‌گیری می‌شوند:

• Water (آب)

• Milk (شیر)

• Flour (آرد)

• Beans (لوبیا – در این تصویر به عنوان غیرقابل شمارش قرار داده شده، گرچه در انگلیسی معمولاً قابل شمارش است)

• Sugar (شکر)

• Salt (نمک)

• Cheese (پنیر)

• Meat (گوشت)

• Tea (چای)

• Honey (عسل)



کاربرد این واژه ها در جمله وعلت  قابل شمارش‌ و غیر قابل شمارش بودن 


 

در این قسمت جمله‌ی ساده برای هر واژه  و علت  «قابل شمارش» یا «غیرقابل شمارش»بودن کلمات را میتوانید ملاحظه کنید.


1. واژه‌های قابل شمارش (Countable)

1. Apple

جمله:

  • I have two apples in my bag.

دلیل:

سیب‌ها را می‌توان یکی‌یکی شمرد: one apple, two apples, three apples… پس قابل شمارش است.


2. Cake

جمله:

  • She made three cakes for the party.

دلیل:

کیک را می‌توان به صورت «یک کیک، دو کیک» شمرد. (اگر درباره‌ی کل کیک‌ها صحبت کنیم، نه تکه‌ها.)


3. Sandwich

جمله:

  • He ate one sandwich for lunch.

دلیل:

ساندویچ‌ها به صورت جدا از هم هستند، پس می‌توان آن‌ها را شمرد: one sandwich, two sandwiches.


4. Clock

جمله:

  • There are four clocks on the wall.

دلیل:

هر ساعت یک شیء جداست، پس واضحاً قابل شمارش است.


5. Egg

جمله:

  • We need six eggs for this cake.

دلیل:

تخم‌مرغ‌ها را دانه‌دانه می‌شماریم: one egg, two eggs.


6. Grapes

جمله:

  • I ate ten grapes.

دلیل:

هر دانه‌ی انگور جداست و می‌توان آن‌ها را شمرد. در انگلیسی «grape» (مفرد) و «grapes» (جمع) داریم.


7. Carrot

جمله:

  • Rabbits like carrots.

دلیل:

هر هویج یک واحد جداست (one carrot, two carrots)، پس قابل شمارش است.


8. Watermelon

جمله:

  • They bought two watermelons from the market.

دلیل:

اگر در مورد «خود میوه‌ی کامل» حرف بزنیم، می‌توانیم بگوییم one watermelon, two watermelons. (اگر خردش کنیم و بگوییم «هندوانه» به صورت توده‌ای، می‌شود غیرقابل شمارش، ولی شکل رایجش قابل شمارش است.)


9. Brinjal (بادنجان)

جمله:

  • She cooked three brinjals for dinner.

دلیل:

بادنجان‌ها هم مثل هویج و سیب، یکی‌یکی شمرده می‌شوند.


10. Burger

جمله:

  • We ordered five burgers.

دلیل:

هر برگر یک واحد جداست، پس به راحتی قابل شمارش است.


2. واژه‌های غیرقابل شمارش (Uncountable)

نکته‌ی مهم:

در انگلیسی اسم‌های غیرقابل شمارش را به‌طور مستقیم با عدد نمی‌آوریم؛ نمی‌گوییم two waters (برای «دو آب»)، بلکه می‌گوییم:

  • two bottles of water
  • three cups of tea

و… یعنی اول یک «واحد اندازه‌گیری» می‌آوریم.


1. Water

جمله:

  • There is some water in the glass.

دلیل:

آب به صورت توده‌ای است و مرزهای جداگانه‌ی «یک دانه، دو دانه» ندارد. معمولاً به لیتر، لیوان، بطری و… اندازه‌گیری می‌شود، نه به «یک آب، دو آب».


2. Milk

جمله:

  • She drinks milk every morning.

دلیل:

شیر هم مایع است و به صورت پیوسته دیده می‌شود، نه دانه‌دانه. پس می‌گوییم «some milk»؛ برای عدددار کردنش می‌گوییم a glass of milk, a bottle of milk.


3. Flour

جمله:

  • We need some flour to make bread.

دلیل:

آرد ذرات بسیار ریز و بی‌شمار دارد و آن را به صورت یک توده‌ی کلی می‌بینیم؛ نمی‌توانیم دانه‌دانه‌اش کنیم و بشماریم. پس غیرقابل شمارش است (a kilo of flour, a bag of flour).


4. Beans

جمله:

  • I eat beans for breakfast.

نکته مهم:

از نظر گرامری در انگلیسی beans در واقع قابل شمارش است (one bean, two beans). اما در تصویر آن را در بخش Uncountable گذاشته‌اند که دقیق نیست.

بعضی وقت‌ها وقتی در مورد «غذای لوبیا» به شکل کلی حرف می‌زنیم، در ذهنمان شبیه غذاهای توده‌ای است، اما از نظر دستوری:

  • ✅ I ate ten beans. (قابل شمارش)

5. Sugar

جمله:

  • There is too much sugar in this tea.

دلیل:

شکر از دانه‌های بسیار ریز تشکیل شده که آن‌ها را جداجدا نمی‌شماریم؛ آن را به صورت یک توده می‌بینیم. پس با عدد نمی‌آید (a spoon of sugar, a kilo of sugar).


6. Salt

جمله:

  • Don’t add too much salt.

دلیل:

مثل شکر، نمک هم ذرات ریز بی‌شمار دارد و به عنوان یک «ماده‌ی کلی» دیده می‌شود، نه دانه‌دانه.


7. Cheese

جمله:

  • I like cheese on my pizza.

دلیل:

وقتی درباره‌ی خودِ پنیر به صورت ماده‌ی غذایی حرف می‌زنیم، غیرقابل شمارش است.

می‌گوییم: a piece of cheese, a slice of cheese, a block of cheese.


8. Meat

جمله:

  • He doesn’t eat meat.

دلیل:

گوشت را هم به صورت توده‌ای از ماده‌ی غذایی می‌بینیم. برای اندازه‌گیری می‌گوییم: a kilo of meat, a piece of meat.


9. Tea

جمله:

  • Would you like some tea?

دلیل:

چای (به عنوان نوشیدنی) مایع و پیوسته است، بنابراین غیرقابل شمارش است. برای عدددار کردنش می‌گوییم: a cup of tea, two cups of tea.


10. Honey

جمله:

  • There isn’t much honey left in the jar.

دلیل:

عسل ماده‌ای چسبناک و پیوسته است؛ دانه‌دانه و جدا نیست. بنابراین غیرقابل شمارش است و با واحدهای دیگر سنجیده می‌شود: a spoon of honey, a jar of honey.


جمع‌بندی تفاوت Countable و Uncountable


  • قابل شمارش (Countable):

    • می‌توانیم مستقیم با عدد بیاوریم:
  • one apple, two apples

    • شکل مفرد و جمع دارند: apple/apples، egg/eggs
    • می‌توانند با a/an بیایند: a carrot, an egg
  • غیرقابل شمارش (Uncountable):

    • مستقیم با عدد نمی‌آیند:
  • ✗ two waters

  • ✅ two bottles of water

    • معمولاً شکل جمع ندارند (s نمی‌گیرند) در معنای اصلی: water, milk, sugar
    • با a/an نمی‌آیند:
  • ✗ a milk

  • ✅ a glass of milk