دوره های آموزشی تخصصی. سعید ایرانپور


    دوره های در حال برگزاری

    مواد فعال سطحی و امولسیفایرها، با رویکرد تهیه امولسیون

    شوینده های صنعتی

    دوره های تدوین شده

    کارگاه آموزشی  ترسیم و ساختار ترکیبات شیمیایی با استفاده از ChemDraw و ChemOffice

    دوره آموزشی اندازگیری جرم ملکولی پلیمرها با روش ویسکومتری و تیتراسیون

    شناسایی سیستماتیک ترکیبات پلیمری با روش انحلال پذیری و سوختن

    اصول فرمولاسیون، ساخت و کنترل کیفیت آنتی‌فوم‌ها و دی‌فومرهای صنعتی

    اصول و متدولوژی مهندسی معکوس و رمزگشایی فرمولاسیون‌های شیمیایی


     


    پسوندهای un/non در کلمات انگلیسی 


    • -un: بیشتر برای صفت‌ها و قیدهایی به کار می‌رود که کیفیت یا حالت را توصیف می‌کنند. این پیشوند معمولاً بار احساسی یا ارزشی بیشتری دارد و به معنای "برعکس" یا "خلاف" است.
    • -non: بیشتر برای ایجاد کلماتی به کار می‌رود که به سادگی نبود یا عدم وجود چیزی را بیان می‌کنند. این پیشوند معمولاً بی‌طرف‌تر و توصیفی‌تر است و معنای "مخالف با" یا "غیر از" می‌دهد.

             حالا بیایید با جزئیات بیشتر و مثال‌های متعدد بررسی کنیم.


    ۱. پیشوند un- (معمولاً برای صفت‌ها و قیدها)

    این رایج‌ترین پیشوند برای منفی کردن است.

    موارد استفاده:

    • برای صفت‌هایی که یک حالت، احساس یا کیفیت را توصیف می‌کنند.
    • اغلب برای کلماتی که ریشه ژرمنی (آلمانی) دارند به کار می‌رود
    • مثال‌ها:

    کلمه مثبت

    کلمه منفی با un-

    معنی

    happy (خوشحال)

    unhappy

    ناراحت

    able (قادر)

    unable

    ناتوان

    certain (مطمئن)

    uncertain

    نامطمئن

    usual (معمول)

    unusual

    غیرمعمول

    lucky (خوش‌شانس)

    unlucky

    بدشانس

    comfortable (راحت)

    uncomfortable

    ناراحت

    believable (باورکردنی)

    unbelievable

    باورنکردنی

    known (شناخته شده)

    unknown

    ناشناس

    fair (منصفانه)

    unfair

    ناعادلانه

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     


    . 2. پیشوند non- (معمولاً برای اسم‌ها و صفت‌ها)

    این پیشوند برای ایجاد حالت "غیر" یا "بدون" به کار می‌رود.

    موارد استفاده:

    • برای ایجاد کلمه‌ای که به سادگی می‌گوید چیزی "جزء آن دسته نیست".
    • اغلب با خط تیره (-) نوشته می‌شود (مخصوصاً در انگلیسی آمریکایی).
    • برای کلماتی که ریشه لاتین دارند، بیشتر استفاده می‌شود.
    • مثال‌ها:

    کلمه مثبت/پایه

    کلمه منفی با non-

    معنی

    sense (عقل)

    nonsense

    مزخرف، بی‌معنی

    smoker (سیگاری)

    non-smoker

    غیرسیگاری

    fiction (داستان)

    nonfiction

    غیرداستانی (مثل مستند)

    profit (سود)

    non-profit

    غیرانتفاعی

    sense (عقل)

    nonsensical

    بی‌معنی، پوچ

    essential (ضروری)

    non-essential

    غیرضروری

    alcoholic (الکلی)

    non-alcoholic

    بدون الکل

    payment (پرداخت)

    non-payment

    عدم پرداخت

    resident (مقیم)

    non-resident

    غیرمقیم

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     


    مقایسه مستقیم برای درک بهتر تفاوت


    گاهی هر دو پیشوند برای یک ریشه به کار می‌روند، اما معنی کمی متفاوتی دارند:

    کلمه

    تفاوت در معنی

    unprofessional

    خلاف استانداردهای حرفه‌ای عمل کردن (بار ارزشی منفی دارد).
    مثال: His behavior was unprofessional. (رفتارش حرفه‌ای نبود - یعنی بد بود).

    non-professional

    به صورت حرفه‌ای انجام نمی‌شود (فقط یک توصیف است، بار ارزشی ندارد).
    مثال: He is a non-professional actor. (او یک بازیگر غیرحرفه‌ای است - یعنی شغل اصلی‌اش این نیست).

    unethical

    غیراخلاقی، نادرست و گناه‌آلود.

    non-ethical

    غیر مرتبط با اخلاقیات (لزوماً بد نیست، فقط ربطی به اخلاق ندارد).

    unscientific

    غیرعلمی (برخلاف روش‌های علمی است و احتمالاً اشتباه است).

    non-scientific

    غیرعلمی (مربوط به علم نیست، مثل یک بحث فلسفی که لزوماً اشتباه نیست).

     

    ا

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     


    استثناها و نکات مهم


    1. هیچ قانون ۱۰۰٪ قطعی وجود ندارد: متأسفانه، هیچ قاعده کاملاً بدون استثنایی برای تشخیص این وجود ندارد و بهترین راه،خواندن زیاد و به خاطر سپردن کلمات پرکاربرد است. برای مثال، چرا می‌گوییم  unable (نه nonable) و  nonfiction (نه unfiction)) این‌ها را باید با تجربه یاد گرفت.
    2. in-،im-، il-، ir-: این‌ها نیز پیشوندهای منفی‌سازی هستند که معمولاً برای کلمات با ریشه لاتین به کار می‌روند و رقبای un- و non- محسوب می‌شوند.
      • indirect (مستقیم → غیرمستقیم)
      • impossible (ممکن → غیرممکن)
      • illegal (قانونی → غیرقانونی)
      • irregular (منظم → نامنظم)
    3. dis-: این پیشوند نیز برای منفی کردن به کار می‌رود اما اغلب بر رویافعال تأکید دارد و معنای "عکس عمل" یا "لغو" می‌دهد.
      • agree (موافق بودن) → disagree (مخالف بودن)
      • appear (ظاهر شدن) → disappear (ناپدید شدن)
      • connect (اتصال دادن) → disconnect (قطع کردن)

    معیار

    un-

    non-

    معنی اصلی

    برعکس، ناقض، خلاف

    بدون، غیر از، مخالف با

    بار احساسی

    اغلب دارای بار ارزشی (منفی)

    معمولاً بی‌طرف و توصیفی

    کاربرد رایج

    صفت‌ها و قیدها

    اسم‌ها و صفت‌ها

    نحوه نگارش

    معمولاً بدون خط تیره

    اغلب با خط تیره (non-smoker)

     

     

     

     

     

     

     

     

     


    جمع‌بندی نهایی

    راه حل عملی: وقتی در مورد استفاده از un- یا non- مطمئن نیستید، یک فرهنگ لغت معتبر چک کنید. همچنین، دیدن این کلمات در متن (خواندن کتاب، مقاله و...) به درک شهودی شما از تفاوت آن‌ها کمک شایانی می‌کند.


    برای سنجش یادگیری خود وارد لینک زیر شوید و به پرسش های چهارجوابی پاسخ دهید.


    ۲۰ سوال تستی چهارگزینه‌ای درباره کاربرد پیشوندهای un و non


    non